مجله دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان لاي پاهاش
 
داستان سکس فریبرز با خواهرزن | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-فریبرز-با-خواهرزن…
Translate this page
Jul 15, 2010 – مثل وحشي ها پريدم و نسرين رو خوابوندم رو كاناپه و شروع كردم با زبون لاي كسش رو ليسيدن. و اون با حركتهاي سريعي كه به بدنش مي داد منو ديونه تر مي كرد. و با دستاش سرم رو بين پاهاش فشار مي داد و جيغهاي كوچيك مي كشيد كه معلوم بود از روي لذته . منم سنگ تموم گذاشتم و زبونم رو تا ته مي كردم تو كسش و مي چرخوندم و اونم از …
داستان سکس ایلیا و عطیه | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-ایلیا-و-عط…
Translate this page
Jul 15, 2010 – با شدت بیشتری کیرمو لای پاهاش می مالوندم . انقدر با خشونت و صدای شلپ شولوپ زیاد کیرم رو داخل و خارج می کردم که صدای فریار آخ آه اووفه عطیه ! شنیده نمی شد . دیگه داشت ابم در می اومد . کیرمو از لا پاش در آوردم . سر کیرمو کردم یه طرف دیگه و آبم و رو تخت ریختم . عطی هم دستشو گذاشت رو کیرم و با مالوندنش از بالا تا …
لحظه ی تسلیم – داستان سکسی – fatishmiss
https://fatishmiss.wordpress.com/…/لحظه-ی-تسلیم-داستان-سکسی/
Translate this page
Sep 7, 2015 – سرشو کرد لای پاهام . تا زبونش به کسم خورد. باز دچار برق گرفتگی شدم. لبه های کُسم گز گز کرد. تند تند مخورد. سرمو انداختم پایین. گاهی نفسم بند میومد. هن و هن میکردم. اونقدر کسمو خورد دیگه داشتم دیوونه میشدم. التماسش میکردم. بس کنه اما اون بیشتر شهوتی میشد. منم احساس کردم. یکی از پسرا از بالا داره مقعدمو داره …
زندایی باربی | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/زندایی-باربی/
Translate this page
Jun 25, 2011 – این داستان بر می گرده به حدود یک سال پیش من از 16 سالگی تو کف زنداییم بودم آخه میدونید خیلی خوشگله با اینکه دو تا بچه داره ولی هیکلش… … همینجوری مدام داشت گریه میکرد من رفتم پیشش گفتم بسه دیگه،‌بعد خودشو اورد تو آغوش من منم از خداخواسته گرفتم تو بغلم گفتم بسه دیگه زندایی آروم باش ،‌من لای سینه هاشو …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 12 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_12.html
Translate this page
خیلی لیز بود به کیرم یه ذره تف زدم وآروم گذاشتم لای پاش.خیلی حال میداد.برای من جالب بود که اصلا بیدار نشده بود .به زور برشگردوندم.یه بالشت گذاشتم زیره شکمش.سوراخه کونش پیدا شد.کیرمو آروم گذاشتم دمه سوراخشو فشار دادم تو نمی رفت از تو دراورش یه کرم آوردم مالیدم سره کیرم دوباره امتحان کردن سرش رفت تو .مامانم یه تکونی خورد …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 6 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_6.html
Translate this page
خلاصه سریع خودمو رسونم پشت سرش و کیرمو گذاشتم لای پاش. برگشت گفت چیکار میکنی؟ بدون اینکه بهش جواب بدم گذاشتمش روی تخت و شروع کردم خوردن لبهاش. چون مقاومت میکرد رفتم سراغ کسش. کسشو از کنار شرتش در اوردم شروع کردم به خوردن. شهوتی شده بود و مقاومت نمیکرد. کرستشو که باز کردم دو تا هندونه سفید با نوکی با …
دیازپام خوردن مامانم | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دیازپام-خوردن-مامانم/
Translate this page
Jul 10, 2010 – خیلی لیز بود به کیرم یه ذره تف زدم وآروم گذاشتم لای پاش.خیلی حال میداد.برای من جالب بود که اصلا بیدار نشده بود .به زور برشگردوندم.یه بالشت گذاشتم زیره شکمش.سوراخه کونش پیدا شد.کیرمو آروم گذاشتم دمه سوراخشو فشار دادم تو نمی رفت از تو دراورش یه کرم آوردم مالیدم سره کیرم دوباره امتحان کردن سرش رفت تو .
نوار بهداشتی خواهرم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/نوار-بهداشتی-خواهرم
Translate this page
Dec 13, 2014 – لباس کوتاه که می پوشيد من هميشه چشمام دنبال اين بود که وقتی ميشينه و پاهاشو دراز می کنه من چجوری می تونم لای پاهاشو بيشتر ببينم. …. اولا این مال سایت اویزون است مال 7-8 سال پیش از اونجا دزدیدی دوما من داستان های اون سایت رو بصورت پی دی اف دارم چک کردم اول داستان اصلی چیزی به ام پدر اخوند و بچه قم و اسم خواهر …
همسر خوشگلم و خوردن پاهاش – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/همسر-خوشگلم-و-خوردن-پاهاش
Translate this page
Apr 22, 2017 – وای پاهاش قرمز شده بود عرق داشت بوی پا و عرق میداد . … شروع کردم لای انگشتاشو خوردن و تمام چرک پاشو تموم کردم و بعد انگشتاشو خوردم دونه به دونه میخوردم و میمکیدم اونقدر که کل عرق پاش میخوردم بعد رفتم سراغ … 0. همونطور که در پیامی در داستانی دیگه گفتم ،یه سری کسخل دارن در شهوانی بوجود میان که خدا بخیر کنه …
.::خاطرات سکسی من ::.: درد لای پای خاهرم
loverssex.blogspot.com/…/blog-post_165205705155901.html
Translate this page
Aug 4, 2004 – کنارش که رسيدم لای پاهاشو خوب ميتونستم ببينم.راه که ميرفت گوشتای رون پاش منو داشت ديونه ميکرد.رسيديم به دم در خونه و زنگ زديمو رفتيم تو.عجب پارتی بود.يه خونه سوپلکس خوشگل.همون جا صاحب پارتی اومدو خودمو بهش معرفی کردم.ما رو به يه اتاق راهنمايی کرد که اگه ميخوايم لباسامونو اونجا در بياريمو آماده شيم.

 







NS