مجله دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


کوسمو بخوارون شهوتناک
 
کس کوچولوم کیر میخواست | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/خاطره-سکسی/کس-کوچولوم-کیر-میخواست/
Translate this page
Nov 3, 2015 – اما خیال یه کیر که کسمو جر بده از سرم بیرون نمیرفت.نشستم روی … منم که دیر ارضام میتونستم حسابی کسمو بکنم تو دهنش تا بخوره. لبخندی زدمو … اااااههههه خدا این حس خیلی محشره.پاهامو میبستم اما بزور پاهامو باز میکرد و با ولع کسمو میخورد.سرشو گرفته بودم و حسابی اه و ناله میکردم…. آه امیرم بخور.کسمو بخووووور
عاشقونه | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/داستان-سکسی/عاشقونه/
Translate this page
Mar 22, 2013 – داد میزد شهرامم عشقم کسمو بخور نفسم لیسش بزن دارم میمیرم .حسابی داغ کرده بودم . دیگه تحمل نیوردم دستشو گرفتم بلندش کردم خودم خوابیدم رو کاناپه 69 شدیم . جوری ساک میزنه که از ذهن دوره کاملا حرفه ای همه کیرمو با اینکه 14 سانت بیشتر نیست ولی کلفته تو دهنش جا میده . لای کسشو باز میکردمو لیس میزدم اونم …
دود غیرت | شهوتناک نوستالژی
www.shahvatnaak.com/داستان-سکسی/دود-غیرت/
Translate this page
Jan 17, 2012 – چند ماهه که زنم مرده و من گرسنه امه تشنه امه -من فکر می کنم بدونم واسه چی مرد -آبجی مگه تو دکتری -نه ولی می دونم این کیر کلفتو هر کی بخوره دوام نمیاره -اتفاقا دوا و شفای هر دردیه بخور تا همه غم و غصه هات بره کنار . اینو گفت و سر کیرو فشار داد به سوراخ کون آیدا جون . آیدا همچین جیغی کشید که نزدیک بود بپرم وسطشونو و …
کیر یا شیشه پستونک ؟ | شهوتناک نوستالژی
www.shahvatnaak.com/داستان-سکسی/کیر-یا-شیشه-پستونک-؟/
Translate this page
Jan 18, 2012 – با لذت میگفت بخور . آخخخخخخ کسمو بمک . جوووووووون بخور بخور بلییییییییس . آخخخخخخخخخخخخ اکبر کجایی کسمو بکنی ؟ واااااااای دلم کیر میخواد . این زبونش چس مثقاله . من کیر میخواااااااام . واااااااااای بعد یهویی به لرز افتاد و رونش رو دو طرف کله دختر سفت کرد و ………… ارضاء شد . به لذت کامل رسیده بود .
داستان های ضربدری – صفحه 9 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_9.html
Translate this page
شیمام داد میزد بعد گفت حالا کسمو بکن جنده منم به مجبور کسشو محکم لیس میزدم چوچولشو گار میگرفتم اونم داد میزد بعد شروع کرد لرزیدن ابش اومد خواستم برم کنار که با دست سرمو به کسش چسبوند گفت بخور ابمو من خوردم خیلی لزج بود بعد با بیحالی برگشت گفت اینقدر از من حرف نکش کونمو مثه خودت بکن منم 5تا انگشتمو کردم تو …
داستان های ضربدری – صفحه 10 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_10.html
Translate this page
بازی ما سه نفر گروهــــــی سلام. حدود یک ماه پیش دچار یه جور بحران احساسی شده بودم، عاشق زنم بودم ولی گاهی فکر خیانت بهش به سرم میزد. قبل از ازدواج خیلی داستان سکسی میخوندم و اون موقع درک نمی کردم که چه تاثیری روی ذهن میذ.
آویزون – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_750_1.html
Translate this page
نگاه شهوتناک به همراه تعجب و دلهره! نفهمید که چی شد یه دفعه مثل وحشیها پرید به جون کیرم حالا نخور کی بخور ….. منم لخت شدم نشستم بغلش شروع کردیم همدیگه رو مالیدن یواشکی نگاه کردم دیدم ایمان داره از شیشه بالای در نگاه میکنه من دراز کشیدم اونم رو به من پشت به ایمان قنبل کرد و شروع کرد به خوردن کس من خیلی قشنگ کسمو میخورد.
بیا بخور کسمو
https://shahvani.com/photo/بیا-بخور-کسمو
Translate this page
Nov 28, 2014 – کیرم تو مغزتون اون تگ سایتی که ازش برداشتی رو حداقل بر میداشتی !! با ی مشت ملت گاو کس ندیده زندگی میکینیم |: بشاش تو این مملکت ! ماساژور سکسی. 3 سال،1 ماه. 0. جووون میخوای یجور بخورمش که غش کنی؟ 201513. 2 سال،2 ماه. 0. ژووون. nami52. 1 سال،7 ماه. 0. جون میده گازش بگیری وبخوریش تا آبش بپاشه …
Missing: شهوتناک
شوهر نامرد دخترخاله ام – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/شوهر-نامرد-دخترخاله-ام
Translate this page
Apr 25, 2011 – دیگه نمیتونستم توری زبونشو تو کوسم تکون میدادکه بهش گفتم باشه بسه دیونم کردی هرکار می خوای بکن اینو که گفتم کسمو ول کرد اومد بالای سرم شلوارکشو دراورد گفت کیرمو بخور منم مجبور بودم شورتشو کشیدم پایین کیرش مثل یه چوب اومد بیرون باورم نمیشد خیلی بزرگ بود مثلش تو فیلم های سوپر دیده بودم …
Missing: شهوتناک
داستان سکسی واقعی: 9/4/11 – 9/11/11
dastanvaghei.blogspot.com/2011_09_04_archive.html
Translate this page
Sep 5, 2011 – ماجرایی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به گاییدن مامانم که دو سال پیش اتفاق افتاد. یه روز بعد از تموم شدن امتحانات سال آخر دبیرستان تصمیم گرفتم برم شمال. رفتم خونه تا به مامان بگم که تصمیم دارم یه چند روزی برم شمال استراحت. در رو باز کردم و وارد خونه شدم. دیدم هیچ صدایی نمیاد. برام تعجب برانگیز بود چون …

 







NS